قاپیدن، ربودن
English: to snatch, to grab
Vom Zugfenster aus konnte ich einen Blick auf den Fuji erhaschen.
از پشت پنجرهی قطار توانستم نگاهی به فوجی بیندازم.
«erhaschen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.