سطح C2فعل

vernehmen

شنیدن، بازجویی کردن

English: to hear, to interrogate

صرف فعل vernehmen

حال
er vernimmt
گذشته‌ی ساده
vernahm
پرفکت
hat vernommen
امری
vernimm! / vernehmt!
  • ich vernehme
  • du vernimmst
  • er/sie/es vernimmt
  • wir vernehmen
  • ihr vernehmt
  • sie vernehmen

جمله‌ی مثال با vernehmen

  • Die Polizei will Tom vernehmen.

    پلیس می‌خواد از تام بازجویی کنه.

«vernehmen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.