سطح B2فعل

erhellen

روشن کردن

English: to illuminate, to clarify

صرف فعل erhellen

حال
er erhellt
گذشته‌ی ساده
erhellte
پرفکت
hat erhellt
امری
erhell! / erhellt!
  • ich erhelle
  • du erhellst
  • er/sie/es erhellt
  • wir erhellen
  • ihr erhellt
  • sie erhellen

جمله‌ی مثال با erhellen

  • Kannst du die Sache irgendwie erhellen?

    می‌توانی این موضوع را یک جوری روشن کنی؟

«erhellen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.