سطح C2فعل

erhängen

به دار آویختن

English: to hang (execute)

صرف فعل erhängen

حال
er erhängt
گذشته‌ی ساده
erhängte
پرفکت
hat erhängt
امری
erhäng! / erhängt!
  • ich erhänge
  • du erhängst
  • er/sie/es erhängt
  • wir erhängen
  • ihr erhängt
  • sie erhängen

جمله‌ی مثال با erhängen

  • Stimmt es, dass Tom versucht hat, sich zu erhängen?

    درسته که تام سعی کرده خودش رو حلق‌آویز کنه؟

«erhängen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.