سطح C2فعل

ergehen

گذشتن، حال کسی چطور بودن

English: to fare, to go (as in how one is)

صرف فعل ergehen

حال
er ergeht
گذشته‌ی ساده
erging
پرفکت
hat ergangen
امری
ergeh! / ergeht!
  • ich ergehe
  • du ergehst
  • er/sie/es ergeht
  • wir ergehen
  • ihr ergeht
  • sie ergehen

جمله‌ی مثال با ergehen

  • Portia ließ Gnade vor Recht ergehen.

    پورشا گذشت را بر قانون ترجیح داد.

«ergehen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.