سطح C2فعل

erbringen

ارائه دادن، به دست آوردن

English: to provide, to yield

صرف فعل erbringen

حال
er erbringt
گذشته‌ی ساده
erbrachte
پرفکت
hat erbracht
امری
erbring! / erbringt!
  • ich erbringe
  • du erbringst
  • er/sie/es erbringt
  • wir erbringen
  • ihr erbringt
  • sie erbringen

جمله‌ی مثال با erbringen

  • Diese Felder erbringen eine gute Ernte.

    این مزارع محصول خوبی می‌دهند.

«erbringen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.