سطح C2فعل

abfallen

ریختن، جدا شدن

English: to fall off, to drop

صرف فعل abfallen

حال
er fällt ab
گذشته‌ی ساده
fiel ab
پرفکت
ist abgefallen
امری
fall ab! / fallt ab!
  • ich falle ab
  • du fällst ab
  • er/sie/es fällt ab
  • wir fallen ab
  • ihr fallt ab
  • sie fallen ab

جمله‌ی مثال با abfallen

  • Arbeite, bis dir die Hände abfallen!

    کار کن تا دست‌هایت بیفتد!

«abfallen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.