سطح C2فعل

erblinden

نابینا شدن، کور شدن

English: to go blind

صرف فعل erblinden

حال
er erblindet
گذشته‌ی ساده
erblindete
پرفکت
ist erblindet
امری
erblind! / erblindet!
  • ich erblinde
  • du erblindest
  • er/sie/es erblindet
  • wir erblinden
  • ihr erblindet
  • sie erblinden

جمله‌ی مثال با erblinden

  • Wenn du erblinden würdest, was dann?

    اگر کور می‌شدی، آن وقت چه؟

«erblinden» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.