[ɛɐ̯ˈbʁɪŋən]
ارائه دادن، به دست آوردن
معنی، مثال و مترادفِ erbringen ←Diese Felder erbringen eine gute Ernte.
این مزارع محصول خوبی میدهند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی