[ɛntˈlaːdn̩]
تخلیه کردن
معنی، مثال و مترادفِ entladen ←Die Batterie ist entladen.
باتری خالیه.
Wer hilft mir, den Container zu entladen?
چه کسی به من کمک میکند کانتینر را تخلیه کنم؟
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی