[ˈaɪ̯nˌtaʊ̯ʃn̩]
تعویض کردن، عوض کردن
معنی، مثال و مترادفِ eintauschen ←Ich möchte dieses Hemd gegen eine größere Größe eintauschen.
میخواهم این پیراهن را با سایز بزرگتر عوض کنم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی