سطح A1فعل

einschlafen

به خواب رفتن

English: to fall asleep

صرف فعل einschlafen

حال
er schläft ein
گذشته‌ی ساده
er schlief ein
پرفکت
er ist eingeschlafen
امری
schlaf ein! / schlaft ein!
  • ich schlafe ein
  • du schläfst ein
  • er/sie/es schläft ein
  • wir schlafen ein
  • ihr schlaft ein
  • sie schlafen ein

جمله‌ی مثال با einschlafen

  • Das Kind schläft schnell ein.

    کودک زود به خواب می‌رود.

مترادف و متضاد

مترادف

متضاد

«einschlafen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.