[ˈaɪ̯nˌʃaltn̩]
روشن کردن (دستگاه الکترونیکی)
معنی، مثال و مترادفِ einschalten ←Kannst du bitte das Radio einschalten?
میتوانی لطفاً رادیو را روشن کنی؟
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی