سطح B2فعل

dicken

ضخیم کردن، چاق کردن

English: to thicken, fatten

صرف فعل dicken

حال
er dickt
گذشته‌ی ساده
dickte
پرفکت
hat gedickt
امری
dick! / dickt!
  • ich dicke
  • du dickst
  • er/sie/es dickt
  • wir dicken
  • ihr dickt
  • sie dicken

جمله‌ی مثال با dicken

  • Die Soße dicken wir mit Mehl an.

    سس را با آرد غلیظ می‌کنیم.

«dicken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.