سطح B2اسم

der Dienstort

محل خدمت

English: place of work, duty station

گرامر

آرتیکل
der
جمع
die Dienstorte

جمله‌ی مثال با Dienstort

  • Mein neuer Dienstort liegt in München.

    محل خدمت جدید من در مونیخ است.

مترادف و متضاد

«Dienstort» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.