شام
English: dinner
Statt ein Candle-Light-Dinner vorzubereiten, versteigerte sie ihren Freund auf eBay.
به جای آماده کردن یک شام شمعی، دوستپسرش را در eBay به حراج گذاشت.
«Dinner» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.