سطح C2فعل

dehnen

کشش دادن

English: to stretch

صرف فعل dehnen

حال
er dehnt
گذشته‌ی ساده
dehnte
پرفکت
hat gedehnt
امری
dehn! / dehnt!
  • ich dehne
  • du dehnst
  • er/sie/es dehnt
  • wir dehnen
  • ihr dehnt
  • sie dehnen

جمله‌ی مثال با dehnen

  • Nach dem Beckenschwimmen muss man die Muskeln dehnen.

    بعد از شنا در استخر، باید عضلات رو کشش بدی.

«dehnen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.