سطح C2فعل

ausstrecken

دراز کردن

English: to stretch out, to extend

صرف فعل ausstrecken

حال
er streckt aus
گذشته‌ی ساده
streckte aus
پرفکت
hat ausgestreckt
امری
streck aus! / streckt aus!
  • ich strecke aus
  • du streckst aus
  • er/sie/es streckt aus
  • wir strecken aus
  • ihr streckt aus
  • sie strecken aus

جمله‌ی مثال با ausstrecken

  • Ich muss meine Beine ausstrecken.

    باید پاهایم را دراز کنم.

«ausstrecken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.