غیرفعال کردن
English: to deactivate, to disable
Bitte deaktiviere den Alarm, bevor du gehst.
لطفاً قبل از رفتن، آلارم را غیرفعال کن.
Bitte deaktiviere das WLAN auf deinem Handy.
لطفاً وایفای گوشیات را غیرفعال کن.
«deaktivieren» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.