سطح C2فعل

stilllegen

تعطیل کردن، متوقف کردن

English: to shut down, halt

صرف فعل stilllegen

حال
er legt still
گذشته‌ی ساده
legte still
پرفکت
hat stillgelegt
امری
leg still! / legt still!
  • ich lege still
  • du legst still
  • er/sie/es legt still
  • wir legen still
  • ihr legt still
  • sie legen still

جمله‌ی مثال با stilllegen

  • Die Fabrik musste wegen der Krise stillgelegt werden.

    کارخانه به دلیل بحران مجبور به تعطیل شدن شد.

«stilllegen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.