سطح A2فعل

binden

بستن (گره زدن)

English: to tie

صرف فعل binden

حال
er bindet
گذشته‌ی ساده
band
پرفکت
hat gebunden
امری
bind! / bindet!
  • ich binde
  • du bindest
  • er/sie/es bindet
  • wir binden
  • ihr bindet
  • sie binden

جمله‌ی مثال با binden

  • Sie bindet die Blumen zu einem Strauß.

    او گل‌ها را به یک دسته گل می‌بندد.

مترادف و متضاد

مترادف

متضاد

«binden» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.