سطح B2فعل

knoten

گره زدن

English: to knot, to tie

صرف فعل knoten

حال
er knotet
گذشته‌ی ساده
knotete
پرفکت
hat geknotet
امری
knote! / knotet!
  • ich knote
  • du knotest
  • er/sie/es knotet
  • wir knoten
  • ihr knotet
  • sie knoten

جمله‌ی مثال با knoten

  • Er knotete das Seil fest an den Pfosten.

    او طناب را محکم به تیرک گره زد.

«knoten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.