سطح B1فعل

biegen

خم کردن / پیچیدن

English: to bend, to turn

صرف فعل biegen

حال
er biegt
گذشته‌ی ساده
bog
پرفکت
hat gebogen
امری
biege! / biegt!
  • ich biege
  • du biegst
  • er/sie/es biegt
  • wir biegen
  • ihr biegt
  • sie biegen

جمله‌ی مثال با biegen

  • Er biegt das Metall zu einem Ring.

    او فلز را به حلقه‌ای خم می‌کند.

مترادف و متضاد

مترادف

«biegen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.