سطح B1فعل

beweisen

اثبات کردن

English: to prove

صرف فعل beweisen

حال
er beweist
گذشته‌ی ساده
bewies
پرفکت
hat bewiesen
امری
beweise! / beweist!
  • ich beweise
  • du beweist
  • er/sie/es beweist
  • wir beweisen
  • ihr beweist
  • sie beweisen

جمله‌ی مثال با beweisen

  • Der Wissenschaftler beweist seine These.

    دانشمند فرضیه‌اش را اثبات می‌کند.

مترادف و متضاد

مترادف

«beweisen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.