سطح C2فعل

krümmen

خم کردن، خم شدن

English: to bend, to curve

صرف فعل krümmen

حال
er krümmt
گذشته‌ی ساده
krümmte
پرفکت
hat gekrümmt
امری
krümm! / krümmt!
  • ich krümme
  • du krümmst
  • er/sie/es krümmt
  • wir krümmen
  • ihr krümmt
  • sie krümmen

جمله‌ی مثال با krümmen

  • Die Bäume krümmen sich im Wind.

    درختان در باد خم می‌شوند.

«krümmen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.