سطح C2فعل

verbiegen

خم کردن

English: to bend, to warp

صرف فعل verbiegen

حال
er verbiegt
گذشته‌ی ساده
verbog
پرفکت
hat verbogen
امری
verbieg! / verbiegt!
  • ich verbiege
  • du verbiegst
  • er/sie/es verbiegt
  • wir verbiegen
  • ihr verbiegt
  • sie verbiegen

جمله‌ی مثال با verbiegen

  • Lass dich nicht verbiegen.

    نگذار خودت را عوض کنند.

«verbiegen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.