سطح C2فعل

bevorstehen

در پیش بودن، قریب‌الوقوع بودن

English: to be imminent

صرف فعل bevorstehen

حال
er steht bevor
گذشته‌ی ساده
stand bevor
پرفکت
hat bevorgestanden
امری
—! / —!
  • ich —
  • du —
  • er/sie/es steht bevor
  • wir bevorstehen
  • ihr —
  • sie bevorstehen

جمله‌ی مثال با bevorstehen

  • Ich bin beschäftigt, weil die Semesterabschlussprüfungen kurz bevorstehen.

    من سرشانه‌ام چون امتحانات پایان ترم نزدیک است.

«bevorstehen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.