سطح C2فعل

bewähren

ثابت شدن، آزموده شدن

English: to prove oneself

صرف فعل bewähren

حال
er bewährt
گذشته‌ی ساده
bewährte
پرفکت
hat bewährt
امری
bewähr! / bewährt!
  • ich bewähre
  • du bewährst
  • er/sie/es bewährt
  • wir bewähren
  • ihr bewährt
  • sie bewähren

جمله‌ی مثال با bewähren

  • Nur echter Stein kann echtes Gold bewähren.

    فقط سنگ واقعی می‌تواند طلای واقعی را محک بزند.

«bewähren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.