سطح B2فعل

zukommen

رسیدن، تعلق داشتن

English: to come to, to be due

صرف فعل zukommen

حال
er kommt zu
گذشته‌ی ساده
kam zu
پرفکت
ist zugekommen
امری
komm zu! / kommt zu!
  • ich komme zu
  • du kommst zu
  • er/sie/es kommt zu
  • wir kommen zu
  • ihr kommt zu
  • sie kommen zu

جمله‌ی مثال با zukommen

  • Tom sah Maria auf ihn zukommen.

    تام دید که مری به سمتش می‌آید.

«zukommen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.