دشوار، طاقتفرسا
English: arduous, laborious
Die vergangene Woche war beschwerlich und anstrengend.
هفتهی گذشته پر از سختی و خستگی بود.
«beschwerlich» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.