سطح C2فعل

beschimpfen

دشنام دادن، توهین کردن

English: to insult, to abuse

صرف فعل beschimpfen

حال
er beschimpft
گذشته‌ی ساده
beschimpfte
پرفکت
hat beschimpft
امری
beschimpfe! / beschimpft!
  • ich beschimpfe
  • du beschimpfst
  • er/sie/es beschimpft
  • wir beschimpfen
  • ihr beschimpft
  • sie beschimpfen

جمله‌ی مثال با beschimpfen

  • Warum beschimpfen Sie Tom?

    چرا به تام فحش می‌دهید؟

«beschimpfen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.