سطح C2فعل

beschränken

محدود کردن

English: to limit, to restrict

صرف فعل beschränken

حال
er beschränkt
گذشته‌ی ساده
beschränkte
پرفکت
hat beschränkt
امری
beschränk! / beschränkt!
  • ich beschränke
  • du beschränkst
  • er/sie/es beschränkt
  • wir beschränken
  • ihr beschränkt
  • sie beschränken

جمله‌ی مثال با beschränken

  • Wir werden unsere Auslagen beschränken müssen.

    باید هزینه‌هامون رو محدود کنیم.

«beschränken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.