سطح B2فعل

bereden

بحث کردن، متقاعد کردن

English: to discuss, to persuade

صرف فعل bereden

حال
er beredet
گذشته‌ی ساده
beredete
پرفکت
hat beredet
امری
bered! / beredet!
  • ich berede
  • du beredest
  • er/sie/es beredet
  • wir bereden
  • ihr beredet
  • sie bereden

جمله‌ی مثال با bereden

  • Wir haben viel zu bereden.

    ما حرف‌های زیادی برای گفتن داریم.

«bereden» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.