پذیرفتن، قبول کردن (ریسک/تعهد)
English: to enter into, to undertake
Ich will kein Risiko eingehen.
نمیخواهم ریسک کنم.
«eingehen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.