سطح C2فعل

erörtern

بحث کردن، بررسی کردن

English: to discuss, to examine

صرف فعل erörtern

حال
er erörtert
گذشته‌ی ساده
erörterte
پرفکت
hat erörtert
امری
erörtere! / erörtert!
  • ich erörtere
  • du erörterst
  • er/sie/es erörtert
  • wir erörtern
  • ihr erörtert
  • sie erörtern

جمله‌ی مثال با erörtern

  • Ich möchte das hier lieber nicht erörtern.

    ترجیح می‌دهم این را اینجا بحث نکنم.

«erörtern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.