حل کردن، فایق آمدن
English: to settle, to resolve
Lasst uns diesen Streit endlich beilegen!
بیایید بالاخره این دعوا را تمام کنیم!
«beilegen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.