سطح B2فعل

beifügen

ضمیمه کردن / پیوست کردن

English: to enclose, to attach

صرف فعل beifügen

حال
er fügt bei
گذشته‌ی ساده
er fügte bei
پرفکت
hat beigefügt
امری
füge bei! / fügt bei!
  • ich füge bei
  • du fügst bei
  • er/sie/es fügt bei
  • wir fügen bei
  • ihr fügt bei
  • sie fügen bei

جمله‌ی مثال با beifügen

  • Bitte fügen Sie ein Foto bei.

    لطفاً یک عکس پیوست کنید.

مترادف و متضاد

«beifügen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.