واسطه شدن، منتقل کردن (حس/مفهوم)
English: to mediate, to convey
Die Agentur vermittelt Wohnungen an Studenten.
این آژانس آپارتمانها را به دانشجویان واسطهگری میکند.
«vermitteln» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.