سطح B2فعل

begehen

مرتکب شدن، برگزار کردن

English: to commit, to celebrate

صرف فعل begehen

حال
er begeht
گذشته‌ی ساده
beging
پرفکت
hat begangen
امری
begeh! / begeht!
  • ich begehe
  • du begehst
  • er/sie/es begeht
  • wir begehen
  • ihr begeht
  • sie begehen

جمله‌ی مثال با begehen

  • Wir begehen keine Fehler.

    ما هیچ اشتباهی نمی‌کنیم.

«begehen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.