سطح C1فعل

tätigen

انجام دادن، معامله کردن

English: to make, to transact

صرف فعل tätigen

حال
er tätigt
گذشته‌ی ساده
tätigte
پرفکت
hat getätigt
امری
tätig! / tätigt!
  • ich tätige
  • du tätigst
  • er/sie/es tätigt
  • wir tätigen
  • ihr tätigt
  • sie tätigen

جمله‌ی مثال با tätigen

  • Ich muss einen Anruf tätigen.

    باید یک تماس تلفنی بگیرم.

«tätigen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.