[bəˈflɛkn̩]
لکهدار کردن، آلوده کردن
معنی، مثال و مترادفِ beflecken ←Du darfst deine Hände nicht mit dem Blut Unschuldiger beflecken!
نباید دستهایت را به خون بیگناهان آلوده کنی!
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی