سطح C2فعل

ausspucken

تف کردن، بیرون انداختن

English: to spit out

صرف فعل ausspucken

حال
er spuckt aus
گذشته‌ی ساده
spuckte aus
پرفکت
hat ausgespuckt
امری
spucke aus! / spuckt aus!
  • ich spucke aus
  • du spuckst aus
  • er/sie/es spuckt aus
  • wir spucken aus
  • ihr spuckt aus
  • sie spucken aus

جمله‌ی مثال با ausspucken

  • Er spuckte den Kaugummi aus.

    او آدامس را تف کرد.

«ausspucken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.