سطح C2فعل

austreiben

بیرون راندن

English: to drive out, to expel

صرف فعل austreiben

حال
er treibt aus
گذشته‌ی ساده
trieb aus
پرفکت
hat ausgetrieben
امری
treib aus! / treibt aus!
  • ich treibe aus
  • du treibst aus
  • er/sie/es treibt aus
  • wir treiben aus
  • ihr treibt aus
  • sie treiben aus

جمله‌ی مثال با austreiben

  • Man muss ihm die Angst austreiben.

    باید ترس را از او بیرون راند.

«austreiben» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.