سطح C2فعل

ausspielen

برگ برنده را رو کردن، بازی کردن (کارت)

English: to play (a card), to lead

صرف فعل ausspielen

حال
er spielt aus
گذشته‌ی ساده
spielte aus
پرفکت
hat ausgespielt
امری
spiele aus! / spielt aus!
  • ich spiele aus
  • du spielst aus
  • er/sie/es spielt aus
  • wir spielen aus
  • ihr spielt aus
  • sie spielen aus

جمله‌ی مثال با ausspielen

  • Beim Skat musst du die richtige Karte ausspielen.

    در بازی اسکات باید کارت درست را بازی کنی.

«ausspielen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.