سطح C1فعل

auszahlen

پرداخت کردن

English: to pay out, to disburse

صرف فعل auszahlen

حال
er zahlt aus
گذشته‌ی ساده
zahlte aus
پرفکت
hat ausgezahlt
امری
zahl aus! / zahlt aus!
  • ich zahle aus
  • du zahlst aus
  • er/sie/es zahlt aus
  • wir zahlen aus
  • ihr zahlt aus
  • sie zahlen aus

جمله‌ی مثال با auszahlen

  • Ich muss das auszahlen.

    باید این را پرداخت کنم.

«auszahlen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.