سطح C2فعل

abweisen

رد کردن، نپذیرفتن

English: to reject, to refuse

صرف فعل abweisen

حال
er weist ab
گذشته‌ی ساده
wies ab
پرفکت
hat abgewiesen
امری
weise ab! / weist ab!
  • ich weise ab
  • du weist ab
  • er/sie/es weist ab
  • wir weisen ab
  • ihr weist ab
  • sie weisen ab

جمله‌ی مثال با abweisen

  • Tom kann Mary nicht abweisen.

    تام نمی‌تونه به مری دست رد بزنه.

«abweisen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.