سطح C2فعل

ausmalen

نقاشی کردن، تصور کردن

English: to paint, to imagine

صرف فعل ausmalen

حال
er malt aus
گذشته‌ی ساده
malte aus
پرفکت
hat ausgemalt
امری
mal aus! / malt aus!
  • ich male aus
  • du malst aus
  • er/sie/es malt aus
  • wir malen aus
  • ihr malt aus
  • sie malen aus

جمله‌ی مثال با ausmalen

  • Tom ist tatoebasüchtig geworden und was das bedeutet, kann sich jeder ausmalen.

    تام معتاد تاتوبا شده و هر کسی می‌تواند تصور کند که این یعنی چه.

«ausmalen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.