سطح C2فعل

ausleben

زندگی کردن، تجربه کردن

English: to live out, to experience

صرف فعل ausleben

حال
er lebt aus
گذشته‌ی ساده
lebte aus
پرفکت
hat ausgelebt
امری
leb aus! / lebt aus!
  • ich lebe aus
  • du lebst aus
  • er/sie/es lebt aus
  • wir leben aus
  • ihr lebt aus
  • sie leben aus

جمله‌ی مثال با ausleben

  • Er lebt seine Kreativität voll aus.

    او خلاقیتش را کاملاً زندگی می‌کند.

«ausleben» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.