زندگی کردن، تجربه کردن
English: to live out, to experience
Er lebt seine Kreativität voll aus.
او خلاقیتش را کاملاً زندگی میکند.
«ausleben» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.