[ˈaʊ̯sˌmaːlən]
نقاشی کردن، تصور کردن
معنی، مثال و مترادفِ ausmalen ←Tom ist tatoebasüchtig geworden und was das bedeutet, kann sich jeder ausmalen.
تام معتاد تاتوبا شده و هر کسی میتواند تصور کند که این یعنی چه.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی