[ˈaʊ̯sˌleːɡn̩]
تفسیر کردن، چیدن
معنی، مثال و مترادفِ auslegen ←Man könnte das als terroristische Tat auslegen.
میشود این را یک اقدام تروریستی تعبیر کرد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی